|
سر باز بچه های روستای دز | ||
|
سلام بر دوستان عزيز حال احوال همه تون خوب باشد سال جديد را هم تبريك عرض ميكنم سالي خوبي باشد سر شار از موفقيت باشد
از شما تشكر ميكنم كه به وبم سر زدي نطر دادي چند مدتي من نيستم دارم ميرم مسافرت تا چند ماهي .بر گشتم به همه تون سر ميزنم خدا حافظ هر كجا هستي شاد و سر حال باشي التماس دعا
دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت / اي دختر بهار حسد مي برم به تو [ پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389 ] [ 2:16 ] [ عبدالقادر ملک رئیسی ]
تهيه و تنظيم عبدالقادر سرباز دز [ پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ] [ 19:38 ] [ عبدالقادر ملک رئیسی ]
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست
[ پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 ] [ 23:12 ] [ عبدالقادر ملک رئیسی ]
این نیز بگذرد!!! پادشاهی حکیم شهرش را فراخواند و از او خواست تا جمله ای برای او بنویسد که در همه لحظات آرامش بخش و تسلای روحش باشد. حکیم انگشتر پادشاه را خواست و نوشته ای را درون انگشتر پادشاه قرار داد و با او شرط کرد فقط زمانی آن را باز کند که احساس کرد به آن نیازمند است. چندی بعد جنگی میان آن شهر و شهر همسایه درگرفت؛ جنگی سخت که به دشواری از پس آن برمی آمدند. متاسفانه جنگ رو به شکست پیش می رفت و پادشاه خسته و درمانده بالای تپه ای به دام افتاد و در اوج ناامیدی به یاد انگشترش افتاد و آن را گشود. دید که در آن نوشته است: "این نیز بگذرد!!!" با خواندن این جمله جان تازه ای گرفت و با تمام وجود به نبرد ادامه داد و سربلند و پیروز از جنگ بیرون آمد. زمان برگشت به شهرش مردم جشنی برایش برپا کردند و او را غرق در گل و سرور و شادی کردند، پادشاه در پوست خود نمی گنجید. در همین حال که احساس بزرگی و غرور او را فراگرفته بود باز به یاد انگشترش افتاد. آن را گشود و بار دیگر این جمله را خواند: "این نیز بگذرد!!!" [ یکشنبه سیزدهم دی 1388 ] [ 0:41 ] [ عبدالقادر ملک رئیسی ]
[ پنجشنبه سوم دی 1388 ] [ 11:24 ] [ عبدالقادر ملک رئیسی ]
|
||
| [ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian Skin ] | ||